شما اینجا هستید : صفحه اصلی > نامه
  جستجو   فهرست موضوعی
 
 
نام كاربر
رمز عبور

 

 

 

 
 
ما امامت و مهدویت را پذیرفته‌ایم و جایی در درون ذهن و قلبمان برای آن درنظرگرفته‌ایم اما با این وجود واقعیت‌ها نشان می‌دهد که گویی هنوز ارزش آن را نفهمیده‌ایم و از پذیرش چنین میراثی آنچنان شادمان نیستیم که زندگی و مرگ‌مان را بر اساس آن بنا کنیم. نگاه ما به مهدویت آنچنان است که تقدس آن را درک کرده‌ایم اما جرات و خیال نزدیک‌شدن به آن را نداریم و لاجرم اینگونه است که با وجود ادعای شیعه‌بودن عموماً نمی‌توانیم در زندگی فرد و خانواده و اجتماع‌مان جایگاه متناسب با آن را بیابیم. وقتی هم که به فکر می‌افتیم و حرکتی می‌کنیم از آنجا که شتاب‌زده و مقلدانه عمل می‌‌کنیم و از عمق کافی بی‌بهره‌ایم بی‌نتیجه می‌مانیم و راه به جایی نمی‌بریم. این مقال فرصتی است برای پرداختن به این موضوع و یافتن پاسخ برای سه سوال اساسی در این باره؛ نخست آنکه وقتی از مهدویت می‌گوییم، درباره چه چیزی سخن می‌رانیم؟ و دیگر آنکه چرا و چگونه باید به استقبال آن رویم و از مهدویت و افقی که پیش روی ما می‌گشاید گفتگو کنیم؟